آموزش بافتنی آموزش کاردستی تزیین تزیینات شیرینی پزی آشپزی
آموزش بافتنی، مدل بافتنی ،مدل لباس،آموزش بافت،آموزش کاردستی، تزیین، تزیینات، تهیه شیرینی،طرز تهیه شیرینی، آموزش آشپزی
پنجشنبه 5 بهمن 1391 :: نویسنده : Z A
وقتی پدرم روزنامه میخونه روزنامه رو وسط آسمون و زمین تو هوا جلوی صورتش نگه میداره، اعتراف میکنم بچه که بودم یواشکی میرفتم پشت روزنامه طوری که پدرم منو نبینه و با مشت چنان میکوبیدم وسط روزنامه، پاره که میشد هیچ، عینکش می افتاد و بابا کل مطلب رو گم میکرد.



مطالب طنز و خنده دار

کلاً پدرم 30ثانیه هنگ میکرد. بعد یک نگاه عاقل اندر سفیهی به من میکرد و حرص میخورد. اما هیچی بهم نمیگفت و من مانند خر کیف میکردم. تا اینکه یه روز پدرم پیش دستی کرد و قبل از من روزنامه رو کشید و با داد گفت: نکن بچـه. منم هول شدم مشت رو کوبیدم تو عینکه بابام. عینک شکست. من 5 روز تو شوک بودم!!


ادامه مطلب


نوع مطلب : گوناگون، 
برچسب ها : humor، اعترافهای تکان دهنده طنز، اعتراف، مطالب طنز و خنده دار، اعترافات خنده دار، خاطرات بامزه، خنده دار، مطالب جالب و خنده دار، مطالب جالب و طنز و خنده دار، جملات خنده دار، فک و فامیل داریم،
لینک های مرتبط :



درباره وبلاگ


آموزش بافتنی|آموزش کاردستی|تزیین|تزیینات|شیرینی پزی|آشپزی

مدیر وبلاگ : Z A
موضوعات
نویسندگان
نظرسنجی
کدام پست ها را بیشتر می پسندید؟









آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic